سایر · احمد شاملو
بر خاک جدی ایستادم ...
1
بر خاک جدی ایستادم
2
و خاک، به سان یقینی
3
استوار بود.
4
به ستاره شک کردم
5
و ستاره در اشک شک من درخشید.
6
7
و آنگاه به خورشید شک کردم که ستارگان را
8
همچون کنیزکان سپیدرویی
9
در حرم خانه ی پرجلالش نهان می کرد.
10
11
□
12
13
دیوارها زندان را محدود می کند،
14
دیوارها زندان را محدودتر نمی کند.
15
16
میان دو زندان
17
درگاه خانه ی تو آستانه ی آزادی ست،
18
لیکن در آستانه
19
تو را
20
به قبول یکی از این دو
21
از خود اختیاری نیست.
22
23
۱۳۳۶
24
25
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو