کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

قصه ی دخترای ننه دریا

1

یکی بود یکی نبود.

2

جز خدا هیچی نبود

3

زیر این تاق کبود،

4

نه ستاره

5

نه سرود.

6

7

عموصحرا، تپلی

8

با دو تا لپ گلی

9

پا و دستش کوچولو

10

ریش و روحش دوقلو

11

چپقش خالی و سرد

12

دلکش دریای درد،

13

در باغو بسه بود

14

دم باغ نشسه بود:

15

16

« عموصحرا! پسرات کو؟»

17

« لب دریان پسرام.

18

دخترای ننه دریا رو خاطرخوان پسرام.

19

طفلیا، تنگ غلاغ پر، پاکشون

20

خسته و مرده، میان

21

از سر مزرعه شون.

22

تنشون خسه ی کار

23

دلشون مرده ی زار

24

دساشون پینه ترک

25

لباساشون نمدک

26

پاهاشون لخت و پتی

27

کج کلاشون نمدی،

28

می شینن با دل تنگ

29

لب دریا سر سنگ.

30

31

طفلیا شب تا سحر گریه کنون

32

خوابو از چشم به دردوخته شون پس می رونن

33

توی دریای نمور

34

می ریزن اشکای شور

35

می خونن آخ که چه دل دوز و چه دل سوز می خونن! :

36

37

« دخترای ننه دریا! کومه مون سرد و سیاس

38

چش امیدمون اول به خدا، بعد به شماس.

39

40

کوره ها سرد شدن

41

سبزه ها زرد شدن

42

خنده ها درد شدن.

43

44

از سر تپه، شبا

45

شیهه ی اسبای گاری نمیاد،

46

از دل بیشه، غروب

47

چهچه سار و قناری نمیاد،

48

49

دیگه از شهر سرود

50

تک سواری نمیاد.

51

52

دیگه مهتاب نمیاد

53

کرم شب تاب نمیاد.

54

برکت از کومه رفت

55

رستم از شانومه رفت:

56

57

تو هوا وقتی که برق می جه و بارون می کنه

58

کمون رنگه به رنگش دیگه بیرون نمیاد،

59

رو زمین وقتی که دیب دنیارو پرخون می کنه

60

سوار رخش قشنگش دیگه میدون نمیاد.

61

62

شبا شب نیس دیگه، یخدون غمه

63

عنکبوتای سیا شب تو هوا تار می تنه.

64

65

دیگه شب مرواری دوزون نمی شه

66

آسمون مثل قدیم شب ها چراغون نمی شه.

67

غصه ی کوچیک سردی مث اشک

68

جای هر ستاره سوسو می زنه،

69

سر هر شاخه ی خشک

70

از سحر تا دل شب جغده که هوهو می زنه.

71

72

دلا از غصه سیاس

73

آخه پس خونه ی خورشید کجاس؟

74

75

قفله؟ وازش می کنیم!

76

قهره؟ نازش می کنیم!

77

می کشیم منتشو

78

می خریم همتشو!

79

80

مگه زوره؟ به خدا هیچکی به تاریکی شب تن نمی ده

81

موش کورم که می گن دشمن نوره، به تیغ تاریکی گردن نمی ده!

82

83

دخترای ننه دریا! رو زمین عشق نموند

84

خیلی وخ پیش باروبندیلشو بست خونه تکوند

85

دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه

86

تو کتابم دیگه اونجور چیزا پیدا نمی شه.

87

88

دنیا زندون شده: نه عشق، نه امید، نه شور،

89

برهوتی شده دنیا که تا چش کار می کنه مرده س و گور.

90

91

نه امیدی چه امیدی؟ به خدا حیف امید!

92

نه چراغی چه چراغی؟ چیز خوبی می شه دید؟

93

نه سلامی چه سلامی؟ همه خون تشنه ی هم!

94

نه نشاطی چه نشاطی؟ مگه راهش می ده غم؟ :

95

96

داش آکل، مرد لوتی،

97

ته خندق تو قوتی!

98

توی باغ بی بی جون

99

جم جمک، بلگ خزون!

100

101

دیگه ده مثل قدیم نیس که از آب در می گرفت

102

باغاش انگار باهارا از شکوفه گر می گرفت:

103

104

آب به چشمه! حالا رعیت سر آب خون می کنه

105

واسه چار چیکه ی آب، چل تا رو بی جون می کنه.

106

نعشا می گندن و می پوسن و شالی می سوزه

107

پای دار، قاتل بیچاره همونجور تو هوا چش می دوزه

108

109

«چی می جوره تو هوا؟

110

رفته تو فکر خدا؟...»

111

112

«نه برادر! تو نخ ابره که بارون بزنه

113

شالی از خشکی درآد، پوک نشا دون بزنه:

114

اگه بارون بزنه!

115

آخ! اگه بارون بزنه!».

116

117

دخترای ننه دریا! دلمون سرد و سیاس

118

چش امیدمون اول به خدا بعد به شماس.

119

120

ازتون پوست پیازی نمی خایم

121

خودتون بسمونین، بقچه جاهازی نمی خایم.

122

چادر یزدی و پاچین نداریم

123

زیر پامون حصیره، قالیچه و قارچین نداریم.

124

125

بذارین برکت جادوی شما

126

ده ویرونه رو آباد کنه

127

شبنم موی شما

128

جیگر تشنه مونو شاد کنه

129

شادی از بوی شما مس شه همینجا بمونه

130

غم، بره گریه کنون، خونه ی غم جابمونه...»

131

132

133

134

پسرای عموصحرا، لب دریای کبود

135

زیر ابر و مه و دود

136

شبو از راز سیا پر می کنن،

137

توی دریای نمور

138

می ریزن اشکای شور

139

کاسه ی دریارو پردر می کنن.

140

141

دخترای ننه دریا، ته آب

142

می شینن مست و خراب.

143

144

نیمه عریون تنشون

145

خزه ها پیرهنشون

146

تنشون هرم سراب

147

خنده شون غل غل آب

148

لبشون تنگ نمک

149

وصلشون خنده ی شک

150

دلشون دریای خون،

151

پای دیفار خزه

152

می خونن ضجه کنون:

153

154

« پسرای عموصحرا لبتون کاسه نبات

155

صدتا هجرون واسه یه وصل شما خمس و زکات!

156

دریا از اشک شما شور شد و رفت

157

بختمون از دم در دور شد و رفت.

158

راز عشقو سر صحرا نریزین

159

اشکتون شوره، تو دریا نریزین!

160

اگه آب شور بشه، دریا به زمین دس نمی ده

161

ننه دریام دیگه مارو به شما پس نمی ده.

162

دیگه اونوخ تا قیامت دل ما گنج غمه

163

اگه تا عمر داریم گریه کنیم، باز کمه.

164

پرده زنبوری دریا می شه برج غم مون

165

عشقتون دق می شه، تا حشر می شه هم دم مون!»

166

167

168

169

مگه دیفار خزه موش نداره؟

170

مگه موش گوش نداره؟

171

172

موش دیفار، ننه دریا رو خبردار می کنه:

173

ننه دریا، کج و کوج

174

بددل و لوس و لجوج،

175

جادو در کار می کنه.

176

تا صداشون نرسه

177

لب دریای خزه،

178

از لجش، غیه کشون ابرا رو بیدار می کنه:

179

180

اسبای ابر سیا

181

تو هوا شیهه کشون،

182

بشکه ی خالی رعد

183

روی بوم آسمون.

184

آسمون، غرومب غرومب!

185

طبل آتیش، دودودومب!

186

نعره ی موج بلا

187

می ره تا عرش خدا؛

188

صخره ها از خوشی فریاد می زنن.

189

دخترا از دل آب داد می زنن:

190

191

« پسرای عموصحرا!

192

دل ما پیش شماس.

193

نکنه فکر کنین

194

حقه زیر سر ماس:

195

ننه دریای حسود

196

کرده این آتش و دود!»

197

198

199

200

پسرا، حیف! که جز نعره و دل ریسه ی باد

201

هیچ صدای دیگه یی

202

به گوشاشون نمیاد!

203

غمشون سنگ صبور

204

کج کلاشون نمدک

205

نگاشون خسته و دور

206

دلشون غصه ترک،

207

تو سیاهی، سوت و کور

208

گوش می دن به موج سرد

209

می ریزن اشکای شور

210

توی دریای نمور...

211

212

213

214

جم جمک برق بلا

215

طبل آتیش تو هوا!

216

خیزخیزک موج عبوس

217

تا دم عرش خدا!

218

نه ستاره نه سرود

219

لب دریای حسود،

220

زیر این تاق کبود

221

جز خدا هیچی نبود

222

جز خدا هیچی نبود!

223

224

۱۳۳۸

225

226

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.