کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

تکرار

1

جنگل آینه ها به هم در شکست

2

و رسولانی خسته بر این پهنه ی نومید فرود آمدند

3

که کتاب رسالتشان

4

جز سیاهه ی آن نام ها نبود

5

که شهادت را

6

در سرگذشت خویش

7

مکرر کرده بودند.

8

9

10

11

با دستان سوخته

12

غبار از چهره ی خورشید سترده بودند

13

تا رخساره ی جلادان خود را در آینه های خاطره بازشناسند.

14

تا دریابند که جلادان ایشان، همه آن پای در زنجیرانند

15

که قیام درخون تپیده ی اینان

16

چنان چون سرودی در چشم انداز آزادی آنان رسته بود،

17

همه آن پای در زنجیرانند که، اینک!

18

بنگرید

19

تا چگونه

20

بی ایمان و بی سرود

21

زندان خود و اینان را دوستاق بانی می کنند،

22

بنگرید!

23

بنگرید!

24

25

26

27

جنگل آینه ها به هم درشکست

28

و رسولانی خسته بر گستره ی تاریک فرود آمدند

29

که فریاد درد ایشان

30

به هنگامی که شکنجه بر قالبشان پوست می درید

31

چنین بود:

32

« کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی ست

33

تا بلبل های بوسه

34

بر شاخ ارغوان بسرایند.

35

36

شوربختان را نیک فرجام

37

بردگان را آزاد و

38

نومیدان را امیدوار خواسته ایم

39

تا تبار یزدانی انسان

40

سلطنت جاویدانش را

41

بر قلمرو خاک

42

بازیابد.

43

کتاب رسالت ما محبت است و زیبایی ست

44

تا زهدان خاک

45

از تخمه ی کین

46

بار نبندد.»

47

48

49

50

جنگل آیینه فروریخت

51

و رسولان خسته به تبار شهیدان پیوستند،

52

و شاعران به تبار شهیدان پیوستند

53

چونان کبوتران آزادپروازی که به دست غلامان ذبح می شوند

54

تا سفره ی اربابان را رنگین کنند.

55

56

و بدین گونه بود

57

که سرود و زیبایی

58

زمینی را که دیگر از آن انسان نیست

59

بدرود کرد.

60

61

گوری ماند و نوحه یی.

62

و انسان

63

جاودانه پادربند

64

به زندان بندگی اندر

65

بماند.

66

67

۲۵ اسفند ۱۳۴۱

68

69

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.