کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سفر

1

به بانوی صبر و ایثار

2

آنوش سرکیسیان کتز

3

4

خدای را

5

مسجد من کجاست

6

ای ناخدای من؟

7

در کدامین جزیره ی آن آبگیر ایمن است

8

که راهش

9

از هفت دریای بی زنهار می گذرد؟

10

11

12

13

از تنگابی پیچاپیچ گذشتیم

14

با نخستین شام سفر،

15

که مزرع سبز آبگینه بود.

16

17

و با کاهش شب

18

که پنداری

19

در تنگه ی سنگی

20

جای

21

خوش تر داشت

22

به دریایی مرده درآمدیم

23

با آسمان سربی کوتاهش

24

که موج و باد را

25

به سکونی جاودانه

26

مسخ کرده بود،

27

و آفتابی رطوبت زده

28

که در فراخی بی تصمیمی خویش

29

سرگردانی می کشید و

30

در تردید میان فرونشستن و برخاستن

31

به ولنگاری

32

یله بود.

33

34

35

36

ما به سختی در هوای گندیده ی طاعونی دم می زدیم و

37

عرق ریزان

38

در تلاشی نومیدانه

39

پارو می کشیدم

40

بر پهنه ی خاموش دریای پوسیده

41

که سراسر

42

پوشیده ز اجسادی ست

43

که چشمان ایشان

44

هنوز

45

از وحشت توفان بزرگ

46

برگشاده است

47

و از آتش خشمی که به هر جنبنده در نگاه ایشان است

48

نیزه های شکن شکن تندر

49

جستن می کند.

50

51

52

53

و تنگاب ها

54

و دریاها.

55

56

تنگاب ها

57

و دریاهای دیگر...

58

59

60

61

آنگاه به دریایی جوشان در آمدیم

62

با گرداب های هول

63

و خرسنگ های تفته

64

که خیزاب ها

65

بر آن

66

می جوشید.

67

68

« اینک دریای ابرهاست...

69

اگر عشق نیست

70

هرگز هیچ آدمیزاده را

71

تاب سفری اینچنین

72

نیست!»

73

74

چنین گفتی

75

با لبانی که مدام

76

پنداری

77

نام گلی را

78

تکرار می کنند.

79

80

و از آن هنگام که سفر را لنگر برگرفتیم

81

اینک کلام تو بود از لبانی

82

که تکرار بهار و باغ است.

83

84

و کلام تو در جان من نشست

85

و من آ ن را

86

حرف

87

به حرف

88

باز

89

گفتم.

90

کلماتی که عطر دهان تو را داشت.

91

92

و در آن دوزخ

93

که آب گندیده

94

دود کنان

95

بر تابه های تفته ی سنگ

96

می سوخت

97

رطوبت دهانت را

98

از هر یکان حرف

99

چشیدم.

100

101

و تو به چربدستی

102

کشتی را

103

بر دریای دمه خیز جوشان

104

می گذرانیدی.

105

و کشتی

106

با سنگینی سیالش،

107

با غژاغژ دکل های بلند

108

که از بار غرور بادبان ها پست می شد

109

در گذار از دیوارهای پوک پیچان

110

به کابوسی می مانست

111

که در تبی سنگین

112

می گذرد.

113

114

115

116

اما

117

چندان که روز بی آفتاب

118

به زردی نشست،

119

از پس تنگابی کوتاه

120

راه

121

به دریایی دیگر بردیم

122

که به پاکی

123

گفتی

124

زنگیان

125

غم غربت را در کاسه ی مرجانی آن گریسته اند و من اندوه ایشان را و تو اندوه مرا.

126

127

128

129

و مسجد من

130

در جزیره یی ست

131

هم از این دریا.

132

اما کدامین جزیره، کدامین جزیره، نوح من ای ناخدای من؟

133

تو خود آیا جستجوی جزیره را

134

از فراز کشتی

135

کبوتری پرواز می دهی؟

136

یا به گونه ای دیگر؟ به راهی دیگر؟

137

که در این دریا بار

138

همه چیزی

139

به صداقت

140

از آب

141

تا مهتاب

142

گسترده است،

143

و نقره ی کدر فلس ماهیان

144

در آب

145

ماهی دیگر است

146

در آسمانی

147

باژگونه

148

149

150

151

در گستره ی خلوتی ابدی

152

در جزیره ی بکری

153

فرود آمدیم.

154

155

گفتی:

156

« اینت سفر، که با مقصود فرجامید:

157

سختینه یی به سرانجامی خوش!»

158

159

و به سجده

160

من

161

پیشانی بر خاک نهادم.

162

163

164

165

خدای را

166

نا خدای من!

167

مسجد من کجاست؟

168

در کدامین دریا

169

کدامین جزیره؟

170

آنجا که من از خویش برفتم تا در پای تو سجده کنم

171

و مذهبی عتیق را

172

چونان مومیایی شده یی از فراسوهای قرون

173

به وردگونه یی

174

جان بخشم.

175

176

مسجد من کجاست؟

177

178

با دستهای عاشقت

179

آنجا

180

مرا

181

مزاری بنا کن!

182

183

آذر ۱۳۴۴

184

185

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.