سایر · احمد شاملو
صبوحی
1
برای م. آزرم
2
به پرواز
3
شک کرده بودم
4
به هنگامی که شانه هایم
5
از وبال بال
6
خمیده بود،
7
و در پاکبازی معصومانه ی گرگ و میش
8
شب کور گرسنه چشم حریص
9
بال می زد.
10
11
به پرواز
12
شک کرده بودم من.
13
14
□
15
16
سحرگاهان
17
سحر شیری رنگی نام بزرگ
18
در تجلی بود.
19
20
با مریمی که می شکفت گفتم: «شوق دیدار خدایت هست؟»
21
بی که به پاسخ آوایی برآرد
22
خستگی باز زادن را
23
به خوابی سنگین
24
فرو شد
25
همچنان
26
که تجلی ساحرانه ی نام بزرگ؛
27
28
و شک
29
بر شانه های خمیده ام
30
جای نشین سنگینی توانمند بالی شد
31
که دیگر بارش
32
به پرواز
33
احساس نیازی
34
نبود.
35
36
۱۳۴۷ توس
37
38
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو