ترانه · احمد شاملو
هجرانی
1
تلخ
2
چون قرابه ی زهری
3
خورشید از خراش خونین گلو می گذرد.
4
5
سپیدار
6
دلقک دیلاقی ست
7
بی مایه
8
با شلوار ابلق و شولای سبزش،
9
که سپیدی خسته خانه را
10
مضمونی دریده کوک می کند.
11
12
□
13
14
مرمر خشک آبدان بی ثمر
15
آیینه ی عریانی شیرین نمی شود،
16
و تیشه ی کوه کن
17
بی امان ترک اکنون
18
پایان جهان را
19
در نبضی بی رویا تبیره می کوبد.
20
21
□
22
23
کند
24
همچون دشنه یی زنگاربسته
25
فرصت
26
از بریدگی های خونبار عصب می گذرد.
27
28
۱۳ تیر ۱۳۵۷
29
لندن
30
31
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو