ترانه · احمد شاملو
هجرانی
1
شب ایرانشهر
2
3
جهان را بنگر سراسر
4
که به رخت رخوت خواب خراب خود
5
از خویش بیگانه است.
6
و ما را بنگر
7
بیدار
8
که هشیواران غم خویشیم.
9
خشم آگین و پرخاشگر
10
از اندوه تلخ خویش پاسداری می کنیم،
11
نگهبان عبوس رنج خویشیم
12
تا از قاب سیاه وظیفه یی که بر گرد آن کشیده ایم
13
خطا نکند.
14
15
و جهان را بنگر
16
جهان را
17
در رخوت معصومانه ی خوابش
18
که از خویش چه بیگانه است!
19
20
□
21
22
ماه می گذرد
23
در انتهای مدار سردش.
24
ما مانده ایم و
25
روز
26
نمی آید.
27
28
۲۳ آذر ۱۳۵۷
29
لندن
30
31
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو