کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

ترانه ·

خطابه ی آسان، در امید

1

به رامین شهروند

2

3

وطن کجاست که آواز آشنای تو چنین دور می نماید؟

4

امید کجاست

5

تا خود

6

جهان

7

به قرار

8

بازآید؟

9

10

هان، سنجیده باش

11

که نومیدان را معادی مقدر نیست!

12

13

14

15

معشوق در ذره ذره ی جان توست

16

که باور داشته ای،

17

و رستاخیز

18

در چشم انداز همیشه ی تو

19

به کار است.

20

در زیج جستجو

21

ایستاده ی ابدی باش

22

تا سفر بی انجام ستارگان بر تو گذر کند،

23

که زمین

24

از اینگونه حقارت بار نمی ماند

25

اگر آدمی

26

به هنگام

27

دیده ی حیرت می گشود.

28

29

30

31

زیستن

32

و ولایت والای انسان بر خاک را

33

نماز بردن؛

34

زیستن

35

و معجزه کردن؛

36

ورنه

37

میلاد تو جز خاطره ی دردی بیهوده چیست

38

هم از آن دست که مرگت،

39

هم از آن دست که عبور قطار عقیم استران تو

40

از فاصله ی کویری میلاد و مرگت؟

41

42

معجزه کن معجزه کن

43

که معجزه

44

تنها

45

دست کار توست

46

اگر دادگر باشی؛

47

که در این گستره

48

گرگانند

49

مشتاق بردریدن بی دادگرانه ی آن

50

که دریدن نمی تواند.

51

و دادگری

52

معجزه ی نهایی ست.

53

54

و کاش در این جهان

55

مردگان را

56

روزی ویژه بود،

57

تا چون از برابر این همه اجساد گذر می کنیم

58

تنها دستمالی برابر بینی نگیریم:

59

این پرآزار

60

گند جهان نیست

61

تعفن بی داد است.

62

63

64

65

و حضور گرانبهای ما

66

هر یک

67

چهره در چهره ی جهان

68

(این آیینه یی که از بود خود آگاه نیست

69

مگر آن دم که در او درنگرند)

70

71

تو

72

یا من،

73

آدمی یی

74

انسانی

75

هر که خواهد گو باش

76

تنها

77

آگاه از دست کار عظیم نگاه خویش

78

تا جهان

79

از این دست

80

بی رنگ و غم انگیز نماند

81

تا جهان

82

از این دست

83

پلشت و نفرت خیز نماند.

84

85

86

87

یکی

88

از دریچه ی ممنوع خانه

89

بر آن تل خشک خاک نظر کن:

90

آه، اگر امید می داشتی

91

آن خشکسار

92

کنون اینگونه

93

از باغ و بهار

94

بی برگ نبود

95

و آنجا که سکوت به ماتم نشسته

96

مرغی می خواند.

97

98

99

100

نه

101

نومیدمردم را

102

معادی مقدر نیست.

103

چاووشی امیدانگیز توست

104

بی گمان

105

که این قافله را به وطن می رساند.

106

107

۲۳ تیر ۱۳۵۹

108

109

© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

متن شعر کپی شد.