سایر · احمد شاملو
حکایت
1
مطرب درآمد
2
با چکاوک سرزنده یی بر دسته ی سازش.
3
مهمانان سرخوشی
4
به پایکوبی برخاستند.
5
از چشم ینگه ی مغموم
6
آنگاه
7
یاد سوزان عشقی ممنوع را
8
قطره یی
9
به زیر غلتید.
10
11
□
12
13
عروس را
14
بازوی آز با خود برد.
15
سرخوشان خسته پراکندند.
16
مطرب بازگشت
17
با ساز و
18
آخرین زخمه ها در سرش
19
شاباش کلان در کلاهش.
20
21
تالار آشوب تهی ماند
22
با سفره ی چیل و
23
کرسی باژگون و
24
سکوب خاموش نوازندگان
25
و چکاوکی مرده
26
بر فرش سرد آجرش.
27
28
۶ فروردین ۱۳۶۴
29
30
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو