سایر · احمد شاملو
خاطره
1
شب
2
سراسر
3
زنجیر زنجره بود
4
تا سحر،
5
سحرگه
6
به ناگاه با قشعریره ی درد
7
در لطمه ی جان ما
8
جنگل
9
از خواب واگشود
10
مژگان حیران برگش را
11
پلک آشفته ی مرگش را،
12
و نعره ی ازگل اره زنجیری
13
سرخ
14
بر سبزی نگران دره
15
فروریخت.
16
17
□
18
19
تا به کسالت زرد تابستان پناه آریم
20
دلشکسته
21
به ترک کوه گفتیم.
22
23
۱۲ شهریور ۱۳۷۲
24
25
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو