سایر · احمد شاملو
سرود ششم
1
شگفتا
2
که نبودیم
3
عشق ما
4
در ما
5
حضورمان داد.
6
پیوندیم اکنون
7
آشنا
8
چون خنده با لب و اشک با چشم
9
10
واقعه ی نخستین دم ماضی.
11
12
□
13
14
غریویم و غوغا
15
اکنون،
16
نه کلامی به مثابه مصداقی
17
که صوتی به نشانه ی رازی.
18
19
□
20
21
هزار معبد به یکی شهر...
22
23
بشنو:
24
گو یکی باشد معبد به همه دهر
25
تا من آنجا برم نماز
26
که تو باشی.
27
28
چندان دخیل مبند که بخشکانی ام از شرم ناتوانی خویش:
29
درخت معجزه نیستم
30
تنها یکی درختم
31
نوجی در آبکندی،
32
و جز اینم هنری نیست
33
که آشیان تو باشم،
34
تختت و
35
تابوتت.
36
37
□
38
39
یادگاریم و خاطره اکنون.
40
41
دو پرنده
42
یادمان پروازی
43
و گلویی خاموش
44
یادمان آوازی.
45
46
۹ فروردین ۱۳۷۲
47
48
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو