سایر · احمد شاملو
نگران، آن دو چشمان است...
1
نگران،
2
آن دو چشمان است،
3
دورسوی آن دو سهیل که بر سیبستان حیات من می نگرد
4
تا از سبزینه ی نارس خویش
5
سرخ برآید.
6
7
سخت گیر و آسان مهر
8
در فراز کن که سهیل می زند!
9
10
□
11
12
سهیلان من اند
13
ستارگان هماره بیدارم،
14
و دروازه های افق
15
بر نگرانی شان گشوده است.
16
17
بیمارستان مهرداد
18
۱۳ بهمن ۱۳۷۵
19
20
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو