کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دروگران پگاه

1

پنجره را به پهنای جهان می گشایم:

2

جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.

3

ساقه نمی لرزد، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست.

4

تو نیستی، و تپیدن گردابی است.

5

تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست، و دره ها ناخواناست.

6

می آیی: شب از چهره ها برمی خیزد، راز از هستی می پرد.

7

می روی: چمن تاریک می شود، جوشش چشمه می شکند.

8

چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد.

9

سیمای تو می وزد، و آب بیدار می شود.

10

می گذری ، و آیینه نفس می کشد.

11

جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشمم به راه تو نیست.

12

پگاه ، دروگران از جاده روبرو سر می رسند: رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.

متن شعر کپی شد.