کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

شب هم آهنگی

1

لب ها می لرزند. شب می تپد.جنگل نفس می کشد.

2

پروای چه داری، مرا در شب بازوانت سفر ده.

3

انگشتان شبانه ات را می فشارم ، و باد شقایق دور دست را پرپر می کند.

4

به سقف جنگل می نگری: ستارگان در خیسی چشمانت می دوند.

5

بی اشک ، چشمان تو نا تمام است، و نمناکی جنگل نارساست.

6

دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید.

7

لبخند می زنی ، رشته رمز می لرزد.

8

می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند.

9

بیا با جاده پیوستگی برویم.

10

خزندگان در خوابند. دروازه ابدیت باز است.آفتابی شویم.

11

چشمان را بسپاریم ، که مهتاب آشنایی فرود آمد.

12

لبان را گم کنیم، که صدا نا بهنگام است.

13

در خواب درختان نوشیده شویم ، که شکوه روییدن در ما می گذرد.

14

باد می شکند ، شب راکد می ماند. جنگل از تپش می افتد.

15

جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود.

متن شعر کپی شد.