کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نزدیک آی

1

بام را برافکن ، و بتاب ، که خرمن تیرگی اینجاست.

2

بشتاب ، درها را بشکن ، وهم را دو نیمه کن ، که منم

3

هسته این بار سیاه.

4

اندوه مرا بچین ، که رسیده است.

5

دیری است، که خویش را رنجانده ایم ، و روزن آشتی بسته است.

6

مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان ، که جدا مانده ام.

7

به سرچشمه ناب هایم بردی ، نگین آرامش گم کردم ، و گریه سر دادم.

8

فرسوده راهم ، چادری کو میان شعله و با ، دور از همهمه خوابستان ؟

9

و مبادا ترس آشفته شود ، که آبشخور جاندار من است.

10

و مبادا غم فرو ریزد، که بلند آسمانه زیبای من است.

11

صدا بزن ، تا هستی بپا خیزد ، گل رنگ بازد، پرنده هوای فراموشی کند.

12

ترا دیدم ، از تنگنای زمان جستم . ترا دیدم ، شور عدم در من گرفت.

13

و بیندیش ، که سودایی مرگم . کنار تو ، زنبق سیرابم.

14

دوست من ، هستی ترس انگیز است.

15

به صخره من ریز، مرا در خود بسای ، که پوشیده از خزه نامم.

16

بروی ، که تری تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است.

17

غوغای چشم و ستاره فرو نشست، بمان ، تا شنوده آسمان ها شویم.

18

بدر آ، بی خدایی مرا بیاگن، محراب بی آغازم شو.

19

نزدیک آی، تا من سراسر ((من)) شوم.

متن شعر کپی شد.