کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

از روی پلک شب

1

شب سرشاری بود.

2

رود از پای صنوبرها، تا فراترها رفت.

3

دره مهتاب اندود، و چنان روشن کوه، که خدا پیدا بود.

4

در بلندی ها، ما

5

دورها گم، سطح ها شسته، و نگاه از همه شب نازک تر.

6

دست هایت، ساقه سبز پیامی را می داد به من

7

و سفالینه انس، با نفس هایت آهسته ترک می خورد

8

و تپش هامان می ریخت به سنگ.

9

از شرابی دیرین، شن تابستان در رگ ها

10

و لعاب مهتاب، روی رفتارت.

11

تو شگرف، تو رها، و برازنده خاک.

12

فرصت سبز حیات، به هوای خنک کوهستان می پیوست.

13

سایه ها برمی گشت.

14

و هنوز، در سر راه نسیم.

15

پونه هایی که تکان می خورد.

16

جذبه هایی که به هم می خورد.

متن شعر کپی شد.