سایر · سهراب سپهری
جنبش واژه زیست
1
پشت کاجستان ، برف.
2
برف، یک دسته کلاغ.
3
جاده یعنی غربت.
4
باد، آواز، مسافر، و کمی میل به خواب.
5
شاخ پیچک و رسیدن، و حیاط.
6
من ، و دلتنگ، و این شیشه خیس.
7
می نویسم، و فضا.
8
می نویسم ، و دو دیوار ، و چندین گنجشک.
9
یک نفر دلتنگ است.
10
یک نفر می بافد.
11
یک نفر می شمرد.
12
یک نفر می خواند.
13
زندگی یعنی : یک سار پرید.
14
از چه دلتنگ شدی ؟
15
دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید،
16
کودک پس فردا،
17
کفتر آن هفته.
18
یک نفر دیشب مرد
19
و هنوز ، نان گندم خوب است.
20
و هنوز ، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.
21
قطره ها در جریان،
22
برف بر دوش سکوت
23
و زمان روی ستون فقرات گل یاس.