کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

پیغام ماهی ها

1

رفته بودم سر حوض

2

تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب ،

3

آب در حوض نبود .

4

ماهیان می گفتند:

5

هیچ تقصیر درختان نیست.

6

ظهر دم کرده تابستان بود ،

7

پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست

8

و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد که برد.

9

به درک راه نبردیم به اکسیژن آب.

10

برق از پولک ما رفت که رفت.

11

ولی آن نور درشت ،

12

عکس آن میخک قرمز در آب

13

که اگر باد می آمد دل او ، پشت چین های تغافل می زد،

14

چشم ما بود.

15

روزنی بود به اقرار بهشت.

16

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن

17

و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است.

18

باد می رفت به سر وقت چنار.

19

من به سر وقت خدا می رفتم.

متن شعر کپی شد.