سایر · سهراب سپهری
وقت لطیف شن
1
باران
2
اضلاع فراغت را می شست.
3
من با شن های
4
مرطوب عزیمت بازی می کردم
5
و خواب سفرهای منقش می دیدم.
6
من قاتی آزادی شن ها بودم.
7
من
8
دلتنگ
9
بودم.
10
در باغ
11
یک سفره مانوس
12
پهن
13
بود.
14
چیزی وسط سفره، شبیه
15
ادراک منور:
16
یک خوشه انگور
17
روی همه شایبه را پوشید.
18
تعمیر سکوت
19
گیجم کرد.
20
دیدم که درخت ، هست.
21
وقتی که درخت هست
22
پیداست که باید بود،
23
باید بود
24
و رد روایت را
25
تا متن سپید
26
دنبال کرد.
27
اما
28
ای یاس ملون!