کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مرز گمشده

1

ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت.

2

و صدا در جاده بی طرح فضا می رفت.

3

از مرزی گذشته بود،

4

در پی مرز گمشده می گشت.

5

کوهی سنگین نگاهش را برید.

6

صدا از خود تهی شد

7

و به دامن کوه آویخت:

8

پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده.

9

و کوه از خوابی سنگین پر بود.

10

خوابش طرحی رها شده داشت.

11

صدا زمزمه بیگانگی را بویید،

12

برگشت،

13

فضا را از خود گذر داد

14

و در کرانه نادیدنی شب بر زمین افتاد.

15

کوه از خواب سنگین پر بود.

16

دیری گذشت،

17

خوابش بخار شد.

18

طنین گمشده ای به رگ هایش وزید:

19

پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده.

20

سوزش تلخی به تار و پودش ریخت.

21

خواب خطا کارش را نفرین فرستاد

22

و نگاهش را روانه کرد.

23

انتظاری نوسان داشت.

24

نگاهی در راه مانده بود

25

و صدایی در تنهایی می گریست.

متن شعر کپی شد.