رباعی · مهستی گنجوی
رباعی شماره ۱۵۹ - چون نیست پدید در غمم بیرون شو...
1
چون نیست پدید در غمم بیرون شو
ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو
2
ای دل تو نوآموز نه ای در غم عشق
حاجت نبود مرا که گویم چون شو
رباعی · مهستی گنجوی
چون نیست پدید در غمم بیرون شو
ای دیده تو خون گری و ای دل خون شو
ای دل تو نوآموز نه ای در غم عشق
حاجت نبود مرا که گویم چون شو