رباعی · مهستی گنجوی
رباعی شماره ۱۸۱ - بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی...
1
بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی
2
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چاره عاشقان بیچاره کنی
رباعی · مهستی گنجوی
بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی
بس دل که بدان دو زلف آواره کنی
ایزد به دل تو رحمتی در فکناد
تا چاره عاشقان بیچاره کنی