سایر · فروغ فرخزاد
هرجایی
1
از پیش من برو که دل آزارم
ناپایدار و سست و گنه کارم
2
در کنج سینه یک دل دیوانه
در کنج دل هزار هوس دارم
3
4
قلب تو پاک و دامن من ناپاک
من شاهدم به خلوت بیگانه
5
تو از شراب بوسه من مستی
من سرخوش از شرابم و پیمانه
6
7
چشمان من هزار زبان دارد
من ساقیم به محفل سرمستان
8
تا کی ز درد عشق سخن گویی
گر بوسه خواهی از لب من ، بستان
9
10
عشق تو همچو پرتو مهتابست
تابیده بی خبر به لجن زاری
11
باران رحمتی است که می بارد
بر سنگلاخ قلب گنهکاری
12
13
من ظلمت و تباهی جاویدم
تو آفتاب روشن امیدی
14
بر جانم ، ای فروغ سعادتبخش
دیر است این زمان ، که تو تابیدی
15
16
دیر آمدم و دامنم از کف رفت
دیر آمدی و غرق گنه گشتم
17
از تند باد ذلت و بدنامی
افسردم و چو شمع تبه گشتم