سایر · فروغ فرخزاد
بوسه
1
در دو چشمش گناه می خندید
بر رخش نور ماه می خندید
2
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله ای بی پناه می خندید
3
4
شرمناک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
5
در دو چشمش نگاه کردم و گفت :
باید از عشق حاصلی برداشت
6
7
سایه ای روی سایه ای خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
8
نفسی روی گونه ای لغزید
بوسه ای شعله زد میان دو لب