کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دیدار تلخ

1

به زمین می زنی و می شکنی

عاقبت شیشه امیدی را

2

سخت مغروری و می سازی سرد

در دلی ، آتش جاویدی را

3

4

دیدمت ، وای چه دیداری وای

این چه دیدار دلآزاری بود

5

بی گمان برده ای از یاد آن عهد

که مرا با تو سر و کاری بود

6

7

دیدمت ، وای چه دیداری وای

نه نگاهی ، نه لب پر نوشی

8

نه شرار نفس پر هوسی

نه فشار بدن و آغوشی

9

10

این چه عشقی است که در دل دارم

من از این عشق چه حاصل دارم

11

می گریزی ز من و در طلبت

بازهم کوشش باطل دارم

12

13

باز لبهای عطش کرده من

لب سوزان تو را می جوید

14

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق تو را می گوید

15

16

بخت اگر از تو جدایم کرده

می گشایم گره از بخت ، چه باک

17

ترسم این عشق سرانجام مرا

بکشد تا به سراپرده خاک

18

19

خلوت خالی و خاموش مرا

تو پر از خاطره کردی ، ای مرد

20

شعر من شعله احساس من است

تو مرا شاعره کردی ،ای مرد

21

22

آتش عشق به چشمت یکدم

جلوه ای کرد و سرابی گردید

23

تا مرا واله و بی سامان دید

نقش افتاده بر آبی گردید

24

25

در دلم آرزویی بود که مرد

لب جانبخش تو را بوسیدن

26

بوسه جان داد به روی لب من

دیدمت لیک ، دریغ از دیدن

27

28

سینه ای ، تا که بر آن سر بنهم

دامنی تا که بر آن ریزم اشک

29

آه ، ای آنکه غم عشقت نیست

می برم بر تو و بر قلبت رشک

30

31

به زمین می زنی و می شکنی

عاقبت شیشه امیدی را

32

سخت مغروری و می سازی سرد

در دلی ، آتش جاویدی را

متن شعر کپی شد.