کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مهمان

1

امشب آن حسرت دیرینه من

در بر دوست به سر می آید

2

در فروبند و بگو خانه تهی است

زین سپس هر که به در می آید

3

4

شانه کو تا که سر و زلفم را

در هم و وحشی و زیبا سازم

5

باید از تازگی و نرمی و لطف

گونه را چون گل رویا سازم

6

7

سرمه کو ، تا که چو بر دیده کشم

راز و نازی به نگاهم بخشد

8

باید این شوق که در دل دارم

جلوه بر چشم سیاهم بخشد

9

10

چه بپوشم که چو از راه آید

عطشش مفرط و افزون گردد

11

چه بگویم که ز سحر سخنم

دل به من بازد و افسون گردد

12

13

آه ، ای دخترک خدمتکار

گل بزن بر سر و بر سینه من

14

تا که حیران شود از جلوه گل

امشب آن عاشق دیرینه من

15

16

چو ز در آمد و بنشست خموش

زخمه بر جان و دل و چنگ زنم

17

با لب تشنه دو صد بوسه شوق

بر لب باده گلرنگ زنم

18

19

ماه اگر خواست که از پنجره ها

بیندم در بر او مست و پریش

20

آنچنان جلوه کنم کو ز حسد

پرده ابر کشد بر رخ خویش

21

22

تا چو رویا شود این صحنه عشق

کندر و عود در آتش ریزم

23

ز آن سپس همچو یکی کولی مست

نرم و پیچنده ز جا برخیزم

24

25

همه شب شعله صفت رقص کنم

تا ز پا افتم و مدهوش شوم

26

چو مرا تنگ در آغوش کشد

مست آن گرمی آغوش شوم

27

28

آه ، گویی ز پس پنجره ها

بانگ آهسته پا می آید

29

ای خدا ، اوست که آرام و خموش

به سوی خانه ما می آید

متن شعر کپی شد.