کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

آبتنی

1

لخت شدم تا در آن هوای دل انگیز

پیکر خود را به آب چشمه بشویم

2

وسوسه می ریخت بر دلم شب خاموش

تا غم دل را به گوش چشمه بگویم

3

4

آب خنک بود و موجهای درخشان

ناله کنان گرد من به شوق خزیدند

5

گویی با دست های نرم و بلورین

جان و تنم را به سوی خویش کشیدند

6

7

بادی از آن دورها وزید و شتابان

دامنی از گل به روی گیسوی من ریخت

8

عطر دلاویز و تند پونه وحشی

از نفس باد در مشام من آویخت

9

10

چشم فروبستم و خموش و سبکروح

تن به علف های نرم و تازه فشردم

11

همچو زنی که غنوده در بر معشوق

یکسره خود را به دست چشمه سپردم

12

13

روی دو ساقم لبان مرتعش آب

بوسه زن و بی قرار و تشنه و تب دار

14

ناگه در هم خزید ... راضی و سرمست

جسم من و روح چشمه سار گنه کار

متن شعر کپی شد.