رباعی · خیام
رباعی ۶۵ - دیدم به سر عمارتی مردی فرد،...
1
دیدم به سر عمارتی مردی فرد،
کاو گل به لگد می زد و خوارش می کرد،
2
وان گل به زبان حال با او می گفت:
ساکن، که چو من بسی لگد خواهی خورد!
رباعی · خیام
دیدم به سر عمارتی مردی فرد،
کاو گل به لگد می زد و خوارش می کرد،
وان گل به زبان حال با او می گفت:
ساکن، که چو من بسی لگد خواهی خورد!