رباعی · خیام
رباعی ۱۰۶ - چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست،...
1
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست،
چون هست ز هرچه هست نقصان و شکست،
2
انگار که هست، هرچه در عالم نیست،
پندار که نیست، هرچه در عالم هست.
رباعی · خیام
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست،
چون هست ز هرچه هست نقصان و شکست،
انگار که هست، هرچه در عالم نیست،
پندار که نیست، هرچه در عالم هست.