سایر · سیمین بهبهانی
سرود نان
1
مطرب دوره گرد باز آمد
نغمه زد ساز نغمه پردازش
2
سوز آوازه خوان دف در دست
شد هماهنگ ناله سازش
3
پای کوبان و دست افشان شد
دلقک جامه سرخ چهره سیاه
4
تا پشیزی ز جمع بستاند
از سر خویش بر گرفت کلاه
5
گرم شد با ادا و شوخی ی او
سور رامشگران بازاری
6
چشمکی زد به دختری طناز
خنده یی زد به شیخ دستاری
7
کودکان را به سوی خویش کشید
که : بهار است و عید می اید
8
مقدمم فرخ است و فیروز است
شادی از من پدید می اید
9
این منم ، پیک نوبهار منم
که به شادی سرود می خوانم
10
لیک ، آهسته ، نغمه اش می گفت :
که نه از شادیم... پی نانم! ...
11
مطرب دوره گرد رفت و ، هنوز
نغمه یی خوش به یاد دارم از او
12
می دوم سوی ساز کهنه خویش
که همان نغمه را برآرم از او ...