کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

دیدار

1

چه می بینم ؟ خدایا ! باورم نیست

تویی : همرزم من ! هم سنگر من

2

چه می بینم پس از یک چند دوری

که می لرزد ز شادی پیکر من

3

تو را می بینم و می دانم امروز

همان هستی که بودی سال ها پیش

4

درین چشم و درین چهر و درین لب

نشانی نیست از تردید و تشویش

5

تو رامی بینم و می لرزم از شوق

که دامان تو را ننگی نیالود

6

پرندی پرتو خورشید ، آری

نکو دانم که با رنگی نیالود

7

تو را می دانم ای همگام دیرین

که چون کوه گران و استواری

8

نه از توفان غم ها می هراسی

نه از سیل حوادث بیم داری

9

غروری در جبینت می درخشد

نگاهت را فروغی از امیدست

10

تو می دانی ، به هر جای و به هر حال

شب تاریک را صبحی سپیدست

11

ز شادی می تپد دل در بر من

به چشمم برق اشکی می نشیند

12

بلی ، اشکی که چشمانم به صد رنج

فرو می بلعدش تا کس نبیند

متن شعر کپی شد.