سایر · سیمین بهبهانی
سنگ صبور
1
امشب به لوح خاطر مغشوشم
یادی از آن گذشته دور آید
2
از قصه های دایه به یاد من
افسانه یی ز سنگ صبور آید
3
زان دختری که قصه ناکامی
بر سنگ سخت تیره فرو می خواند
4
یاران دل سیاه کم از سنگند
زین رو فسانه در بر او می خواند
5
لیکن مرا چو دختر پندارم
هم صحبتی و سنگ صبوری نیست
6
سنگ صبور پیشکش دوران
سنگ سیاه خانه گوری نیست
7
باری چه چشم دارم از این یاران ؟
کاینان هزار صورت و صد رنگند
8
در روی من به یاوریم کوشند
پنهان ز من به خصم هماهنگند
9
اشکم ز دیده رفت و نمی دانم
کاین اشک ها نثار که میباید
10
وین نیمه جان خسته ز ناکامی
بر لب به انتظار که می باید