سایر · سیمین بهبهانی
شمع جمع
1
ای نازنین ! نگاه روان پرور تو کو ؟
وان خنده ز عشق پیام آور تو کو ؟
2
ای آسمان تیره که اینسان گرفته ای
بنما به من که ماه تو کو ؟ اختر تو کو ؟
3
ای سایه گستر سر من ، ای همای عشق
از پا فتاده ای ز چه ؟ بال و پر تو کو ؟
4
ای دل که سوختی به بر جمع ، چون سپند
مجمر تو را کجا شد و خاکستر تو کو ؟
5
آخر نه جایگاه سرت بود سینه ام ؟
سر بر کدام سینه نهادی سر تو کو ؟
6
ناز از چه کرده ای ، چو نیازت به لطف ماست ؟
آخر بگو که یار ز من بهتر تو کو
7
سودای عشق بود و گذشتیم ما ز جان
اما گذشت این دل سوداگر تو کو ؟
8
صدها گره فتاده به زلف و به کار من
دست گره گشای نوازشگر تو کو ؟
9
سیمین ! درخت عشق شدی پاک سوختی
اما کسی نگفت که خاکستر تو کو ؟