کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خطا کن

1

کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟

برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن

2

ما را ز تو ای دوست! تمنای وفا نیست

تا خلق بدانند که یاریم، جفا کن

3

هر شام به همراه دلارام به هر بام

در بستر مهتاب بیارام و صفا کن

4

چون باد صبا با تن هر غنچه بیامیز

چون غنچه بر باد صبا جامه قبا کن

5

آمیختنت با من اگر هست خطایی

برخیز و مپرهیز و شبی نیز خطا کن

6

مستم به یکی بوسه شیرین کن و، زان پس

خود دانی و... بیهوده چه گویم که چها کن!

7

تا خون دلت غم ببرد از دل سیمین

ای تک، بدان پنچه بگشوده دعا کن!

متن شعر کپی شد.