کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نوازش های چشمان کبودش

1

ببین عمری وفادار تو بودم

دلم جز با تو پیوندی نبسته

2

چه سازم؟ نقش عشقی تازه چندی ست

به خلوتگاه پندارم نشسته

3

چو شب سر می نهم بر بالش ناز

خیالش در کنارم میهمان است

4

نمی دانی چه پرشور و چه گرم است

نمی دانی چو خوب و مهربان است

5

نمی دانی به خلوتگاه رازم

خیال دلکشش چون می نشیند

6

همین دانم که در دل هر چه دارم

به جز او جمله بیرون می نشیند

7

ز یادم می برد با خنده یی گرم

جهان را با غم بود و نبودش

8

نمی دانی چه شادی آفرین است

نوازش های چشمان کبودش

9

بیا یک شب، خدا را، شاهدم باش

ببین: در خاطرم غوغایی از اوست

10

ببین: هر سو که می گردد نگاهم

همان جا چهره زیبایی از اوست

11

به او صد بار گفتم «پای بندم»

چه سازم؟ گوش او براین سخن نیست

12

چو بندم دیده را، پیداتر آید-

گناه از اوست، دانستی؟ ز من نیست

13

ببین: من با تو گفتم، کوششی کن

ز پندارم خیالش را بشویی

14

و گرنه گر دلم پابند او شد

مرا بدعهد و سنگین دل نگویی

متن شعر کپی شد.