سایر · سیمین بهبهانی
شعله
1
با او به شکوه گفتم کو رسم دلنوازی؟
چو شعله تندخو شد، کاینجا زبان درازی؟!
2
در آستان دلبر، سر باختن نکوتر
کانجا به پا درافتد آن سر که در نبازی
3
در بزم باده نوشان، از قهر، رخ مپوشان
با ناز خود فروشان، ماییم و بی نیازی
4
در پای دلستانی، دادیم نقد جانی
این مایه شد میسر، کردیم کارسازی
5
آه از حریف ناکس - این دل، بیا کزین پس
گیریم اختران را، چون مهره ها، به بازی
6
ننگ است، ننگ، سیمین! چون غنچه چشم تنگی
در باغ دهر باید، چون تک، دستبازی