سایر · سیمین بهبهانی
دیوانه پسند
1
رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش
ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش
2
با آن همه دلداده دلش بسته ما شد
ای من به فدای دل دیوانه پسندش
3
نرگس ز چه بر سینه زد آن یار فسون کار؟
ترسم رسد از دیده بدخواه گزندش
4
شد آب، دل از حسرت و از دیده برون شد
آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش
5
در پرتو لبخند، رخش، وه، چه فریباست!
چون لاله که مهتاب بپیچد به پرندش
6
گر باد بیارامد و گر موج نخیزد
دل نیز شکیبد، مخراشید به پندش
7
سیمین طلب بوسه یی از لعل لبی داشت
ترسم که به نقد دل و جانی ندهندش