سایر · سیمین بهبهانی
درخت تشنه
1
ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است
ز شهر عشقم و دیوانگی شعار من است
2
منم ستاره شام و تویی سپیده صبح
همیشه سوی رهت چشم انتظار من است
3
چو برکه از دل صافم فروغ عشق بجوی
اگرچه آیت غم چهر پرشیار من است
4
مرا به صحبت بیگانگان مده نسبت
که من عقابم و مردار کی شکار من است؟
5
دریغ، سوختم از هجر و باز مرد حسود
درین خیال که دلدار در کنار من است
6
درخت تشنه ام و رسته پیش برکه آب
چه سود غرقه اگر نقش شاخسار من است؟
7
به شعله یی که فروزد به رهگذار نسیم
نشانی از دل پرسوز بیقرار من است
8
چو آتشی که گذارد به جای خاکستر
ز عشق، این دل افسرده یادگار من است