کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

تاریکی شب

1

من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم

گشتم و گشتم و بهتر ز تو را یار گرفتم

2

خنده یی کردم و دل بردم و با لطف نگاهی

تا بمیری ز حسد وعده دیدار گرفتم

3

دامن از دست من، ای یار! کشیدی، چه توانم؟

گله یی نیست اگر دامن اغیار گرفتم

4

بعد ازین ساخته ام با نی و چنگ و می و ساقی

بی تو من دامن این چار به ناچار گرفتم

5

لیک باور مکن ای دوست! که این راست نگفتم

انتقام از دل سنگ تو به گفتار گرفتم

6

من کجا یاد تو از خاطر سودازده راندم؟

یا کجا جز تو کسی یار وفادار گرفتم؟

7

تا رخت شمع فروزنده بزم دگران شد

من چو تاریکی شب گوشه دیوار گرفتم

8

گله کردی که چرا یار تو یار دگران شد

دیدی، ای دوست، به یاری ز تو اقرار گرفتم؟

متن شعر کپی شد.