کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خورشید و شب

1

زلف پرپیچ و خمت کو تا ز هم بازش کنم

بوسه بر چینش زنم با گونه ها نازش کنم

2

غنچه صبرم شکوفا می شود، اما چه دیر

کو سرانگشت شتابی تا ز هم بازش کنم

3

قصه رسواییم چون صبح عالمگیر شد

کی توانم همچو شب آبستن رازش کنم

4

در نگاه من زنی گنگ است و گنگی کامجوست

کامبخشی مهربان کو تا سخنسازش کنم

5

پرده شرمی به رخسار سکوت افکنده ام

بر فکن این پرده را تا قصه پردازش کنم

6

خفته دارد دل به هر تاری نوایی ناشناس

زخمه غم گر زنی سازی نوا سازش کنم

7

چون غباری نرم، دل دارد غمی غمخوار کو؟

کاشنای این سبک خیز سبک تازش کنم

8

من سرانگشت طلایی رنگ خورشیدم تو شب

زلف پر پیچ و خمت کو تا زهم بازش کنم.

متن شعر کپی شد.