سایر · سیمین بهبهانی
از یاد رفته
1
رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
آن رفته شکسته دل بی قرار کو؟
2
چون روزگار غم که رود، رفته ایم و یار
حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو؟
3
چون می روم به بستر خود می کشد خروش
هر ذره تنم به نیازی که یار کو؟
4
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
از بس که دل تپید که راه فرار کو؟
5
آن شعله نگاه پر از آرزو چه شد؟
وان بوسه های گرم فزون از شمار کو؟
6
آن سینه یی که جای سرم بود از چه نیست؟
آن دست شوق و آن نفس پر شرار کو،
7
رو کرد نوبهار و به هر جا گلی شکفت
در من دلی که بشکفد از نوبهار کو؟
8
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
خوش گفته ای ولیک بگو اختیار کو؟