سایر · سیمین بهبهانی
شهاب طلایی
1
همچون نسیم بر تن و جانم وزید و رفت
ما را چو گل دمی به سوی خود کشید و رفت
2
بر دفتر خیال پریشان من شبی
با کلک عشق، خط تمنا کشید و رفت
3
در آسمان خاطرم آن اختر امید
دردا که چون شهاب طلایی دوید و رفت
4
بر گو، خدای را، به دیار که می دمد
آن صبح کاذبی که به شامم دمید و رفت
5
یاد شکیب سوز تو- ای آسنا- شبی
در موج عطر بستر من آرمید و رفت
6
در آفتاب لطف تو تا دیگری نشست
چون سایه عاشق تو به کنجی خزید و رفت
7
ترسم چو باز آیی و پرسم ز عشق خویش
گویی چو شور مستیم از سر پرید و رفت
8
سیمین! اگر چه رفت و تو تنها شدی ولیک
این بس که در دلت شرری آفرید و رفت.