سایر · سیمین بهبهانی
یادگار
1
اگر چه باز نبینم به خود کنار ترا
عزیز می شمرم عشق یادگار ترا
2
در این خزان جدایی به بوی خاطره ها
شکفته می کنم از نو به دل بهار ترا
3
زبان شعله به گوشم به بی قراری گفت
حدیث سستی قول تو و قرار ترا
4
ز من جدا شده یی همچو بوی گل از گل
منی که داده ام از دست، اختیار ترا
5
شدی شراب و شدم مست بوسه تو شبی
کنون چه چاره کنم محنت خمار ترا؟
6
به سینه چون گل عشقت نمی توانم زد
به دیده می شکنم خار انتظار ترا
7
چو بوی گل چه شود گر شبی به بال نسیم
سبک برایم و گیرم ره دیار ترا
8
همان فریفته سیمین با وفای توام
اگر چه باز نبینم به خود کنار ترا.