سایر · سیمین بهبهانی
آتش دور
1
ای که چون صدف ما را، در کنار پروردی
با گهر فروشانم، از چه آشنا کردی؟
2
گرم شد ز سوز من، محفل طرب جویان
هیزم زمستان شد، گلبنی که پروردی
3
بر سر تو می بینم، پای هرزه پویان را
چون چمن به هر صحرا، دامن از چه گستردی؟
4
نوبهار می آرد، گل به هدیه بستان را
ای تو نوبهار من! بهر من چه آوری؟
5
جان بی نصیبم را بهره یی نمی بخشی
آتشی ولی دوری، بوسه یی ولی سردی
6
در نگاه خاموشش راز عاشقی گم شد
ای نگاه مشتاقم! از پی چه می گردی؟
7
شکوه کم کن ای سیمین زانکه همچو اشک من
آفریده رنجی، پروریده دردی.