کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

سجاف زرین

1

تو غم مرا چه دانی، که چه آتشم به جان زد

تن خوشه خوشه داغم، ره باغ ارغوان زد

2

چو پرستوی مسافر، غم آشیان نداری

که به هر سفر توانی، به دیاری آشیان زد

3

بفرست نامه سویم، که به سبزه زار خطش

ز لب لطیف رنگین، گل بوسه می توان زد

4

به خدا که سایه غم، ز سرم نمی شود کم

چو خبر نشد که سروم، به سر که سایبان زد

5

به شبان هجر، خوابم، به دو دیده آمد آن دم

که سحر سجاف زرین، به کنار آسمان زد

6

به فلک زبانه خیزد، ز شرار جان سیمین

که زبانزد جهان شد، چو زعاشقی زبان زد.

متن شعر کپی شد.