سایر · سیمین بهبهانی
دام فریب
1
گفتم که می خواهم تو را، باور مکن، باور مکن
از جمع یاران پا مکش، با من به یاری سر مکن
2
گر همچو گل در خنده ام، دام فریب افکنده ام
در حسرت دامی چنین، بیهوده دامن تر مکن
3
از عاشق پاکیزه خو، وصل من رسوا مجو
همبستر هر سفله را، با خویش هم بستر مکن
4
شهد لب می رنگ من، آلوده با نیرنگ من
این جام افسون در مکش، این باده در ساغر مکن
5
چشمم اگر دارد نمی، ریزد به پای عالمی
زین گوهر بی آبرو، زنهار، انگشتر مکن
6
نه ، نه که جز آغوش من، جز لعل ساغر نوش من
در خلوت خاموش من، اندیشه دیگر مکن
7
اینک تو و اینک لبم، این شور و این تاب و تبم
صد بوسه بر لعلم بزن ، وز صد یکی کمتر مکن.