سایر · سیمین بهبهانی
آشفتگی
1
شوریده آزرده دل بی سر و پا، من
در شهر شما عاشق انگشت نما، من
2
دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا، به خدا من... به خدا من... به خدا من
3
شاه همه خوبان سخنگوی غزل ساز
اما به در خانه عشق تو گدا من
4
یک دم، نه به یاد من و رنجوری ی من تو
یک عمر، گرفتار به زنجیر وفا من
5
ای شیر شکاران سیه موی سیه چشم!
آهوی گرفتار به زندان شما من
6
آن روح پریشان سفرجوی جهانگرد
همراه به هر قافله چون بانگ درا، من
7
تا بیشتر از غم، دل دیوانه بسوزد
برداشته شب تا به سحر دست دعا من
8
سیمین! طلب یاریم از دوست خطا بود
ای بی دل آشفته! کجا دوست؟ کجا من؟