کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

نیمه شب

1

آبشار بلند، چون مسواک

تن به دندان صخره ها می زد

2

رشته های سپید سیمینش

بر تن صخره ها جلا می زد

3

سنگ ها چون شکسته دندان ها:

نامرتب، سیاه، افتاده

4

بستر آبشار، چون دهنی

از غریبی به زجر جان داده

5

ماه چون شمع بی فروغ عزا

دشت چون مرده خفته در نورش

6

مرده شو بود و دمبدم می ریخت

بر تن دشت، گرد کافورش

7

رود مجروح وار، در بستر

گریه می کرد و ناله سر می داد

8

محتضروار، پیچ و تاب تنش

گویی از مردنش خبر می داد

9

در دل سخت کوه، مردی چند

در پی صخره یی گران کندن

10

سنگشان سخت و کارشان سنگین

کوه کندن نه... بلکه جان کندن

11

نه همه روز بلکه شب ها نیز

کوه کاویده سنگ ساییده

12

هر کجا بازمانده بیل و کلنگ

ناخن و مشت و چنگ ساییده

13

کار بسیار و مزد بی مقدار

نه فراخورد کارشان پاداش

14

به تمنای نان بی خورشی

روز در التهاب و شب به تلاش

15

در دل کوه، کنده دالانی

سخت بی انتها و سخت دراز

16

تا از آن ره، گروه رهگذارن

سوی دریا برند راه به ناز

17

لیک ایام، سفله کیشی کرد

کوه لرزید و صخره ها افتاد

18

چند فریاد و بعد... خاموشی

زندگی مرد و از صدا افتاد

19

چند پیکر، شکسته سینه و سر

خاکشان تخت و سنگ بالین بود

20

مرده ریگی که ماند از آنان

کاسه و کوزه سفالین بود

متن شعر کپی شد.