کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

برای انسان این قرن

1

برای انسان این قرن، چه آرزو می توان کرد

که در نخستین فراگشت ، خراب و خون ارمغان کرد

2

ببین که در مغز پوکش ، چه فتنه یی شعله انگیخت

ببین که در دست شومش ، چه کوهی آتشفشان کرد

3

ببین که با خون و وحشت ، عجین به چرک و عفونت

به هر کلان شهر عالم ، چگونه سیلی روان کرد

4

تنوره آتشینش ، شراره ها بر زمین ریخت

خراش در عرش افکند ، خروش در آسمان کرد

5

گرسنه نیمه جان را ، گلوله ها در شکم ریخت

گروه لب تشنگان را ، گدازه ها در دهان کرد

6

نه ساقی و جام عدلی ، نه غیرتی با گدایی

یکی ستم از جهان برد ، یکی ستم بر جهان کرد

7

هجوم رایانه ها را ، به فال فرخ نگیرم

که در پساپشت هر یک ، نحوستی آشیان کرد

8

به فتح نیروی ذرات ، چگونه خرسند باشم

بسا که معموره ها را ، خرابه و خاکدان کرد

9

خدای من ! این چه قرنی ست ، که بخش دیباچه اش را

به خون و زرداب زد مهر ، به ننگ و نفرت نشان کرد

10

به عرصه جنگ و وحشت ، فکنده سجاده بر خون

برای انسان این قرن ، چه آرزو می توان کرد ؟

متن شعر کپی شد.