کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

صدای تو

1

صدای تو گرم است و مهربان، چه سحر غریبی درین صداست

صدای دل مرد عاشق است ، که این همه با گوشم آشناست

2

صدای تو همچون شراب سرخ ، به گونه زردم دوانده خون

چنین که مرا مست می کنی ، نشانی ی میخانه ات کجاست ؟

3

به قطره شبنم نگاه کن ، نشسته به گلبرگ مخملی

به مخمل آن نیمتخت سرخ ، اگر بنشانی مرا به جاست

4

صدای تپش های قلب من ، به گوش تو می گوید این سخن

که عاشقم و درد عاشقی ، چگونه ندانی که بی دواست ؟

5

ز جک جک گنجشک های باغ ، تداعی صد بوسه می کنم

بیا و ببین در خیال من ، چه شور و چه هنگامه یی به پاست

6

چه بی دل و بی دست و پا منم ، چنین که شد از دست دامنم

چرا به کناری نیفکنم ، ز چهره حجابی که از حیاست

7

دلم همه شد آب، آب آب، که سر بگذارم به شانه ات

مگر بنوازی و دل دهی ، که فاش کنم آنچه ماجراست

8

به زمزمه گوید زمان عمر ، که پای منه در زمین عشق

به غیر هوای تو در سرم ، زمین و زمان پای در هواست

متن شعر کپی شد.